ياسنت لويى رابينو ( مترجم : جعفر خمامى زاده )
30
ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى )
غم به در غصه به در گوله گوله چهار شنبه به در * به حق پنجشنبه نكبت بشه دولت بايه « 1 » از روى آتش مىجهند . رسوم و موهوم پرستى در رشت رسم عجيب ديگرى نيز ديده مىشود . در روز آخر چهار شنبه اغلب زنها از اعيان و كسبه به دباغخانه مىروند و بند زير جامهء خود را به دست پسر نابالغى مىدهند كه آن را بگشايد تا بخت آنها گشاده شود و شيشهاى كوچك از آب دباغخانه مىگيرند كه در شب آينده به شوهر خود بدهند تا به آنها محبت بورزد و هر كس به قدر استطاعت خود پولى در چاه دباغخانه مىاندازد . درختهاى زيادى هم مخصوصا از طرف زنها مورد احترام هستند كه به آنها پير و يا بزرگوار مىگويند . شايد وجود آنها علامتى است كه كمى پيش در آن مكانها اشخاصى محترم و مشهور و شايد كسانى از سادات مدفون گرديدهاند . گيلكها پس از خاراندن ابرو انگشت خود را مىبوسند ، و مىگويند كه آبرو و حيثيت آنها هرگز لكه دار نشود . پس از صدا دادن مفصل انگشتان دست ، دست خود را به خاك مىمالند . غالب اوقات شغالى را نگهدارى مىكنند تا سعادت آنها را تضمين كند و صبح قبل از هر چيز سعى مىكنند تا چشم آنها به شغال بيفتد . اگر در شب صداى شغال مايهء ناراحتى آنها بشود كفشهاى خود را طورى مىگذارند كه پاشنهاش به ديوار تكيه داشته باشد . بر طبق پارهاى از روايات محلى تعدادى از مارها تحت فرمان سيد شرفشاه كه مقبرهاش در طالشدولاب قرار دارد مىباشند . آن مارها موظفند كه گاهگاه در مقابل سيد مراسم احترام به جا آورند . مار پس از رسيدن به آرامگاه داخل
--> ( 1 ) - رابينو اين بيت را با آوانگارى در متن آورده است و قراءت آن را در حاشيه به خط فارسى نوشته . وى اين بيت را چنين ترجمه كرده : با شكستن آتش چهار شنبه غم و اندوه به وسيلهء خداى پنجشنبه اندك اندك دور شود و دولت باز آيد . م